میدانی

میان دست های سنگینت که حلقه میکنی دورتنم

میان گرمای تنت که تمامم درآن گم میشود

هیچ کسی دستش به من نمیرسدوبه اوج دلتنگی وتنهایی هایم

لذت آغوش بی دغدغه وعشق ناب توراباهیچ چیزعوض نمی کنم