تو هنوز هم اینجا نشسته ای کنار تمام ثانیه هایِ زندگیِ من

تو هنوز هم می بینی مرا

خنده هایِ شیطنت آمیزم را

نگاه هایِ عاشقانه ام را

و در دلت تحسینم می کنی

و هر لحظه هزار بار فدایم می شوی

و این خوشحالی را هیچ دردی خراب نمی کند

و من یادم می رود که باد می وزد

و گاه آنچنان تورا با خود می برد و پر پر می کند که حتی وقت نمی کنی

جلویش را بگیری, وقت نمی کنی بگویی خدا نگهدار

و حالا نیمکت پر است از نبودنِ تو