
شیرینش بغض می كند ...
ناخن خوار شده است...
دلگیر است...
دستانش میلرزد..
اتانول می بلعد..
خیره ی خیره است به...
.
.
.
.
بگذریم...
اسم او دیگر *فرهاد* نیست...
*جلاد* است...
تلخی كن *شیرینم*....
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:29 توسط Shima
|
ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻧﯿﺴﯿﻢ ﮐﻪ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﺑﭙﻮﺷﯿﻢ